«ایران‌نامه»

ایران‌نامه جایگاهی است برای انتشار یادداشت‌های من دربارۀ ایران

«ایران‌نامه»

ایران‌نامه جایگاهی است برای انتشار یادداشت‌های من دربارۀ ایران

نویسندگان

 

پس از اعتراضات دی‌ماه 96، تمامی مسئولان بلند پایه کشور، بر حق مردم جهت انجام تجمع‌ها و اعتراض‌های مسالمت آمیز تاکید کردند و به نظر می‌رسد پس از چند دهه دست کم در عرصه نظر، اجماعی نسبی بر ضرورت ایجاد امکان برای انجام تجمعات و اعتراض‌های مسالمت آمیز به وجود آمده است. 

پس از این اظهار نظرها در 10 بهمن 1396، جبهه ملی ایران که یکی از کهن‌ترین سازمان‌های سیاسی کشور است، در نامه‌ای به حسن روحانی درخواست برگزاری تجمعی را در یکی از میادین تهران در روز 14 اسفند (سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق) برای بیان نقطه نظرات خود در رابطه با اوضاع کشور داد.

دولت در این مورد نیز همانند برخی موارد مشابه بدترین استراتژی را انتخاب کرده است: سکوت و نادیده‌ گرفتن درخواست ارائه شده؛ در حالی که می‌تواند با برخوردی فعال با این درخواست، که لزوما پذیرش مطلق آن نیست؛ آن را تبدیل به فرصتی برای گشودن یکی از گره‌های موجود در فضای سیاسی کشور نموده و بر سرمایه اجتماعی رو به افول خود بیافزاید.

اما بدتر از سکوت دولت، سکوت شخصیت‌های اثرگذار و احزاب اصلاح‌طلب کشور در این رابطه است؛ اگر بتوان سکوت دولت در رابطه با درخواست این تجمع از سوی جبهه ملی را با دلایلی نه چندان توجیه‌پذیر تا حدودی درک کرد، اما سکوت احزاب اصلاح‌طلب و عدم حمایت آنها از این درخواست و نه لزوما حضورشان در این تجمع، چندان قابل درک نیست.

عمده‌ترین آسیب وارد بر جریان اصلاح‌طلب بویژه پس از انتخابات 1392 آن است که این جریان از آنرو که خود را یکی از حامیان اصلی دولت می‌داند به میزان زیادی دست از مطالبه‌گری از دولت و بیان انتقادات خود به برخی اقدامات غیر قابل دفاع آن برداشته و سرمایه اجتماعی خود را به سرمایه اجتماعی دولتی گره زده است که علیرغم برخی موفقیت‌های قابل توجه، شیب سرمایه اجتماعی آن بواسطه عدم همخوانی انتظارات جامعه با موفقیت‌های دولت رو به افول است. ادامه این مسیر طبیعتا این احزاب و البته شخصیت‌های اثرگذار اصلاح‌طلب را در انتخابات‌های پیش‌رو در موقعیتی دشوار از نظر جلب حمایت و اعتماد جامعه قرار داده و پایگاه قائلان به عدم امکان اصلاح وضعیت موجود را تقویت خواهد کرد.

از این منظر است که تصور می‌کنم اصلاح‌طلبان در مواردی همچون درخواست تجمع جبهه ملی و موارد مشابه باید فعال تر عمل کرده  و از دولت مورد حمایت خود بخواهند که به صورت شفاف پاسخی مثبت و یا منفی با ذکر دلایلی متقن به چنین درخواست‌هایی ارائه دهد.

@governancesystems


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۱۲
سجاد فتاحی

 

توضیح: متن زیر را بر اساس خبری نوشتم که از یک حساب توئیتری منتسب به خانم مولاوردی نقل شده بود،  پس از انتشار آن در کانال، دوستی خبر از جعلی بودن این حساب داد. این متن را بدون تغییر منتشر می‌کنم به امید آنکه روزی این خبرهای خوب، خبرهایی واقعی باشد و از حساب‌های رسمی مسئولان دولتی منتشر شود.    

شهیندخت مولاوردی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی، در ارتباط با برخورد غیر قانونی مامور نیروی انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب، خبر از ماموریت روحانی به او برای پیگیری قضایی این پرونده داده است.

در سیستم‌های حکمرانی و نظام‌های سیاسی، زمانی را که پس از وقوع یک رخداد سپری می‌شود تا واقعه دیگری رخ دهد تاخیر زمانی (Time Delay) سیستم حکمرانی می‌نامند و یکی از ویژگی‌های سیستم‌های حکمرانی و سیاسی کارآمد، اندک بودن تاخیر زمانی آنهاست. 

یکی از مهمترین ایرادهای دولت‌ها در ایران به صورت عام و دولت حسن روحانی به صورت خاص، تاخیر زمانی زیاد آنها در واکنش مناسب به رخدادهای مهم در داخل و خارج ایران است؛ که این موضوع سبب می‌شود بازه زمانی مناسب برای انجام واکنش، که عموما کمتر از یک روز است، از دست رفته و دولت و رئیس‌جمهوری تنها به انجام واکنش‌هایی انفعالی نسبت به رخدادها اقدام کنند؛ واکنش‌هایی که دیگر اثرگذاری چندانی نخواهد داشت. 

مقایسه زمان واکنش روحانی به موضوعاتی از قبیل غرق شدن کشتی سانچی، موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی، ناآرامی‌های خیابان پاسداران و ... با زمان واکنش او به موضوع برخورد خشن و غیر قانونی مامور انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب که کمتر از یک روز به طول انجامیده، نشان دهنده آن است که خوشبختانه تاخیر زمانی روحانی در واکنش به رخدادهای مهم  اندکی کاهش یافته است.

کاهش سیستماتیک و نه موردی تاخیر زمانی روحانی و دولت در برابر رخدادهای مهم که نیازمند طراحی نهادهای مشورتی چالاک است، می‌تواند یکی از عواملی باشد که رئیس‌جمهوری و دولت را از حالت انفعالی کنونی نسبت به رخدادهای مهم و جامعه را از ناامیدی نسبت به موفقیت روحانی در ایجاد تغییرات اساسی خارج کند.

ضمن آرزوی سلامتی برای آن دختر خیابان انقلاب، امیدوارم هزینه سنگین برخورد نامناسب مامور نیروی انتظامی با او  و پرتابش از بلندی، به قیمت کاهش سیستماتیک تاخیر زمانی روحانی و البته کاهش برخوردهای خشونت آمیز انتظامی با رفتارهای مدنی شهروندان باشد.

 

@governancesystems 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۱۰
سجاد فتاحی

بعد از آنکه 4 انجمن علمی کشور (انجمن علوم سیاسی ایران، انجمن جامعه شناسی ایران، انجمن مطالعات صلح ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، یک حزب (حزب اتحاد ملت ایران) و بسیاری از کنشگران و فعالان جامعه مدنی ایران، نسبت به موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی واکنش نشان دادند، رئیس‌جمهور نیز وارد عرصه شد و با صدور دستور پیگیری موضوع و تعیین کمیته‌ای 4 نفره از اعضای هیات دولت توسط او، کلیه اجزای لازم برای آغاز فرایندی که می‌تواند به الگویی موفق برای جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی تبدیل شود در کنار هم قرار گرفت.

این فرایند تا اینجا این درس را برای ما داشته است که با رشد کنونی وسایل ارتباطی، در صورت واکنش هماهنگ اجزای گوناگون جامعه مدنی در ایران به یک موضوع، دولت ناگزیر از شنیدن صدای جامعه مدنی و پاسخ به آن خواهد بود. از سوی دیگر مطالبه‌گری هماهنگ جامعه مدنی، پشتوانه اجتماعی مناسبی نیز برای پیگیری موضوع و مواجهه با موانع بزرگ موجود در این مسیر برای رئیس‌جمهور فراهم خواهد کرد که در طی این مسیر دشوار به او کمک نموده و امکان موفقیت دولت را افزایش خواهد داد. 

برای تکمیل این فرایند باید

1-     جامعه مدنی که شاخص‌ترین اجزای آن در این موضوع همان 4 انجمن علمی و حزبی هستند که به رئیس‌جمهور نامه نوشته‌اند، در بازه‌های زمانی مشخصی که می‌تواند هر دو هفته یک‌بار باشد با نگارش نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور، انتشار علنی نتایج بررسی‌ها و گزارش‌ کمیته دولت را مطالبه کند.

2-    دولت برای جلب اعتماد جامعه مدنی و افزایش سرمایه اجتماعی خود، گزارشی دقیق و شفاف از موضوع تهیه کند؛ گزارشی که به 3 پرسش اصلی زیر پاسخی مناسب و قانع کننده دهد:

-        از لحظه بازداشت تا زمان درگذشت دکتر سید امامی بر او چه گذشته است؟

-        حادثه نهایی حاصل قصور چه افراد و ضعف چه قوانین و مقرراتی بوده است؟

-       پیشنهادها و لایحه دولت برای حذف اثر این عوامل در جهت جلوگیری از تکرار چینن رخدادهایی چیست؟

پس از ارائه این گزارش از سوی دولت، 4 نهاد مدنی فوق، با بررسی گزارش دولت، نظر خود را در رابطه با این گزارش و کیفیت آن به جامعه مدنی و دولت اعلام کنند.

باور کنیم که اگر برای هر موضوع مهمی در کشور، جامعه مدنی و دولت چنین گام‌هایی را بردارند رفته رفته گره های ناگشوده مسائل ایران در حوزه های مختلف باز خواهد شد و امید جامعه به آینده افزایش خواهد یافت.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۵
سجاد فتاحی


روز بعد از گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور که در آن قاطعانه افزایش قیمت دلار تا 4800 تومان را رد کرد، برای کاری به یکی از بنگاه های معاملات ملکی رفتم، در آنجا فردی بود به نام علی آقا که دوستانش او را «علی آقا دلال» صدا می‌زدند. در بین صحبت ها، صحبت به سخن شب گذشته رییس جمهور مبنی بر عدم افزایش قیمت دلار رسید و علی آقا قاطعانه گفت: «بر خلاف سخن حسن آقا روحانی بر اساس نظر و تحلیل من دلار پیش از عید رقم 5000 تومان را هم خواهد دید.»

دیروز آقای نوبخت، سخنگوی دولت، معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌ سازمان برنامه و بودجه، در واکنش به افزایش قیمت دلار سخنی را گفتند که با توجه به جایگاه ایشان می‌تواند نشان دهنده آن باشد که یکی از مسئولان و مشاورانی که در یادداشت قبلی به آنها اشاره شد ( 111https://t.me/governancesystems/) همین آقای نوبخت است. ایشان گفته‌اند که:  «با محاسبات ما قیمت دلار زیر چهار هزار تومان است و در حال حاضر قیمت دلار حباب است و باید بترکد. مگر چه اتفاقی افتاده که قیمت دلار این همه بالا رفته؟ فقط در بازار تقاضای کاذب به وجود آمده است.»

این سخن نشان دهنده عدم توجه ایشان به پیوستگی سیستم های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که نتیجه آن ارائه مشاوره‌هایی اشتباه به رییس‌جمهور و با توجه به جایگاه ایشان به عنوان رئیس‌سازمان برنامه و بودجه، احتمالا اقداماتی اشتباه شده است که در آینده پیامدهای خود را نشان خواهد داد؛ مشاوره‌ها و اقداماتی که بواسطه مبتنی بودن سخنان حسن روحانی بر آنها، بر سرمایه اجتماعی دولت و رییس جمهور اثرات مخربی بر جای می‌گذارد.

باید توجه داشت جدا از فاکتورهای اقتصادی که به نظر می‌رسد، حتی آنها نیز گویای روند صعودی قیمت دلار است، در جامعه‌ای که روند سطح سرمایه اجتماعی دولت و البته نظام سیاسی، روندی نزولی است و سطح امید جامعه به آینده نیز روندی رو به کاهش است، نمی تواند روند قیمت دلار روندی افزایشی نباشد.

رئیس‌جمهوری محترم باید بدانند که بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی در انتخابات 1396، ایشان را به عنوان یکی از آخرین امیدهای خود برای بهبود وضعیت کشور در ساختار کنونی انتخاب کرده‌اند؛ و پاسخ‌گویی مناسب به این امیدها که شوربختانه رو به نامیدی است، جز با حضور مشاوران، وزرا و استاندارانی که علت رخدادهای اجتماعی را بدانند و برای اثرگذاری مثبت بر آنها برنامه داشته باشند امکان‌پذیر نیست؛ تا دیر نشده است باید با انتخاب مکانیزمی کارآمد، مشاوران، وزرا و استاندارانی را برگزید که دست‌کم سطح دانش آنها از واقعیت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی ایران، از سطح دانش عامه مردم بیشتر باشد؛ چرا که این علامت مثبتی نیست که پیش‌‌بینی و محاسبات علی آقا دلال، از پیش‌بینی‌‌ها و محاسبات معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور دقیق‌تر باشد.

بیایید درها و گوشها را برای شنیدن سخنان تلخ افرادی چون محسن رنانی که سالها پیش روند کنونی را پیشبینی کردهاند و برای بزرگان کشور از خاتمی تا روحانی در ارتباط با مخاطرات گوناگون این سرزمین نامه نوشتهاند؛ اما پاسخی نگرفتهاند؛ باز کنیم؛ پیش از آنکه پیچیدگیها، درها و گوشها را باز کنند؛ که ممکن است آن زمان دیر باشد.   

 

@governancesystems


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۴
سجاد فتاحی


برخلاف اعلام موضع قاطعانه رئیس‌جمهور در گفتگوی ویژه تلویزیونی، دلار مدتی است که از مرز 4800 تومان نیز عبور کرده است.

اصولابتدایی سیاست حکم می‌کند که یک سیاست‌مدار در صورتی که نسبت به موضوعی ابهام و یا تردید داشته باشد به صورت قاطعانه در مورد آن سخن نگوید و حسن روحانی کارکشته‌تر از آن است که این اصل بدیهی سیاست را نداند. 

ازاین منظر اعلام موضع قاطعانه حسن روحانی در رابطه با نرخ دلار، تنها می‌تواندیک علت داشته باشد و آن این است که بخشی از تیم اقتصادی دولت که از قضا مورد اعتماد رئیس‌جمهور نیز هستند، بواسطه تحلیل نامناسبی که از فضای اقتصادی کشور و رابطه متقابل آن با حوزه‌‌های سیاسی و اجتماعی دارند، مشاوره‌هایی نادرست به ایشان ارائه نموده و روحانی بر اساس این مشاوره‌ها به صورت قاطعانه در ارتباط با نرخ دلار اعلام نظر کرده است. 

طبیعتا یک مشاور قوی در حوزه اقتصادی، نمی‌تواند اثر عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی را در تحلیل‌های اقتصادی خود نادیده گرفته و صرفا از لنز اقتصادی به موضوعات نگریسته و به رئیس‌جمهور مشورت دهد. مشورت‌هایی که بواسطه این امر که بنیان سخنان رئیس‌جمهور بر آن قرار می‌گیرد می‌تواند بر سرمایه اجتماعی او به شدت اثرگذار باشد.

گذرقیمت دلار از 4800 تومان، از این‌رو که بر سرمایه اجتماعی حسن روحانی اثرات مخربی را بر جا خواهد گذاشت بی شک تهدیدی مهم برای دولت و شخص رئیس‌جمهور است؛ اما این تهدید در صورت مواجهه مناسب با آن می‌تواند به فرصتی برای بازنگری در تیم اقتصادی دولت و کارآمدسازی آن منجر شود.

در شرایط کنونی روحانی برای ترمیم سرمایه اجتماعی خود تنها یک راه پیشرو دارد: 

عذرخواهی از مردم بواسطه بیان سخنی که در مدتی کوتاه خلاف آن رخ داده است و کارآمدسازی تیم اقتصادی دولت. 

روحانی باید بداند که در شرایط پیچیده کنونی، مشاورانی که حرف‌های شیرین می‌زنند و راه‌حل‌هایی ساده می‌دهند، ناتوان‌تر از آن هستند که دولت و رئیس‌جمهور را در عبور از شرایط بحرانی کنونی یاری کنند.

@governancesystems

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۴۹
سجاد فتاحی


خبر کوتاه، اما تاثرانگیز و جانفرسا بود؛ کاووس سید امامی، فعال محیط زیست، دکترای جامعه‌شناسی و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق در زندان درگذشت. مسئولان زندان، علت مرگ او را خودکشی عنوان کرده‌اند.

در ذهن نسل من، احتمالا نخستین مواجهه واقعی با داستان تکراری خودکشی بازداشت شدگان سیاسی و امنیتی در زندان، داستان خودکشی سعید امامی است؛ داستانی که پرسش‌های بی‌شماری را برانگیخت؛ اما مسئولان امر هیچ‌گاه تلاشی برای پاسخ‌گویی شایسته به آنها نکردند و پرسش‌های ناشی از این واقعه تلنبار شد بر بسیاری دیگر از پرسش‌های بی پاسخ، در ذهن جامعه ایرانی.   

مسئولان باید بدانند که برای بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی و بویژه نسل جوان آن، که هنوز نمی‌داند خودکشی سعید امامی در زندان «کار واجبی بود» و یا کار «واجبی» بود و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر از این دست در ذهن آنها تلنبار شده است؛ نباید انتظار داشته‌ باشند که پاسخ کوتاه «سید امامی در زندان خودکشی کرده است» قانع کننده و کافی باشد.

علت مرگ سید امامی چه خودکشی باشد و یا هر عامل دیگری، مسئولان سازمان زندان‌ها و قوه قضائیه متهم‌اند و باید پاسخگو باشند. چه اگر خودکشی کرده است، مسئول حفظ جان او در زندان آنها بوده‌اند و در توجه به شرایط روحی او قصور و کوتاهی داشته‌اند و اگر خودکشی نکرده است که مسئولیت و اتهام آنها دو چندان خواهد شد.

مسئولان سیاسی کشور که تبحری قابل توجه در انباشتن پرسش‌های بی‌پاسخ در ذهن جامعه دارند، باید بدانند که تلنبار شدن پرسش‌های بی‌پاسخ در ذهن جوامع به صورت عام و نسل جوان جامعه به صورت خاص، تبعات سیاسی و امنیتی قابل توجهی در آینده خواهد داشت و به شدت بر سرمایه اجتماعی نظام سیاسی اثرگذار خواهد بود.

بیایید داستان غم‌انگیز درگذشت سید امامی را به نقطه عطفی برای پاسخ‌گویی شفاف به پرسش‌های ایجاد شده در پی چنین وقایعی و آغاز اصلاحات در جهت جلوگیری از تکرار دوباره آنها تبدیل کنیم.

تعیین کمیته‌ای بی‌طرف برای بررسی موضوع درگذشت سید امامی و ارائه گزارشی شفاف به جامعه از سوی رئیس جمهور حسن روحانی، ابتدایی‌ترین و ساده‌ترین مطالبه‌ای است که جامعه دانشگاهی و انجمن‌های علمی، بویژه انجمن جامعه‌شناسی می‌توانند داشته باشند.


@governancesystems



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۸
سجاد فتاحی


(گزاره‌هایی که از توکلی تا آمدنیوز با آن همدلی کردند)


یکشنبه گذشته، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، میزبان جمعی از جامعهشناسان، اقتصاددانان و تحلیلگران کشور از گرایشهای سیاسی گوناگون بود؛ تا ضمن ارائه گزارشی از نتایج برخی نظرسنجی‌‌های انجام شده درباره اعتراضات دی ماه 1396، این نتایج مورد تحلیل، نقد و بررسی قرار گیرد.

پس از ارائه گزارش‌هایی درباره سه نظرسنجی انجام شده توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، موسسه خرد و جامعه و مرکز مطالعات بین المللی و امنیت مریلند، حسام‌الدین آشنا جمع‌بندی‌‌ این مرکز از دادههای نظرسنجیهای انجام شده درباره این اعتراضات را ذیل 7 گزاره زیر ارائه کرد:

-         از نظر بیش از نیمی از پاسخگویان، اعتراضات دیماه، اعتراضاتی اقتصادی و مشروع بوده است.

-         بواسطه ظهور شبکههای اجتماعی نوین، عرصه رسانه، شاهد ظهور بازیگرانی جدید است و فیلتر کردن شبکههای اجتماعی مشروعیتی در جامعه ندارد.

-         تحلیل شعارهای داده شده در تجمعات، گویای آن است که این اعتراضات، بیشتر اعتراضاتی سیاسی و اجتماعی بوده که بواسطه این امر که مهمترین مطالبه نزدیک به 80 درصد جامعه ایران، مطالباتی اقتصادی است، جامعه پاسخگویان مهر اعتراضاتی اقتصادی را بر آن زده است.

-         تنها پادزهر مقابله با تقویت پایگاه اجتماعی اندیشه قائل به براندازی، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است.

-         در صورت ادامه مسیر کنونی، همه بازنده خواهند بود.

-         در صورت ادامه روند موجود، بخش قابل توجهی از جامعه دچار سرخوردگی و یاس شده و اقلیتی نیز رادیکال خواهند شد.

-         اصلاحات اقتصادی بدون توجه به ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی دولت و نظام سیاسی، اگر هم امکانپذیر باشد، مخاطره آمیز خواهد بود.   

نکته قابل توجه در این نشست آن بود که علاوه بر آنکه نتایج کلی نظرسنجی‌ها، علیرغم برخی تفاوت‌ها، روندهایی نسبتا مشابه را نشان می‌دادند، شرکت‌کنندگان در این برنامه نیز، علیرغم گرایش‌های سیاسی گوناگون، این 7 گزاره آشنا را آشنا یافته و با آن همدلی کردند.

پس از انتشار خبر برگزاری مراسم، دیدم که کانال خبری صدای مردم (آمدنیوز) نیز این 7 گزاره آشنا و برخی سخنان طرح شده در این برنامه را پوشش داده است. گویا آمدنیوز نیز علیرغم گرایش سیاسی کاملا متفاوت، این گزاره‌‌ها را آشنا یافته است.

بزرگترین دستاورد این برنامه برای من آن بود که هنوز می‌توان به یافتن زبان مشترکی امیدوار بود که ایرانیانی از گرایش‌‌های سیاسی گوناگون بتوانند با آن زبان با یکدیگر گفتگو کرده و بدون هرگونه پرخاشگری و اتهام‌زنی، بر سر تعریف مشترکی از منافع ملی به توافق برسند.    

 گزارش تفصیلی ایسنا از این نشست را می‌توانید در لینک زیر مطالعه کنید.

https://goo.gl/9p4kke


@governancesystems


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۳۲
سجاد فتاحی


دوستی تعریف می‌کرد که در دوران دانشجویی در دانشکده حقوق دانشگاهشان، دانشجویی کره‌ای به نام چانگ تحصیل می‌کرده است؛ روزی در آغاز ترم جدید، چانگ را در حیاط دانشکده می‌بیند و از او می‌پرسد:

چانگ، وضعیت نمرات درس‌های ترم گذشته چگونه بود؟

چانگ می‌گوید: اوضاع خوب بود. و شروع می‌کند به گفتن نمراتی که در درس‌های ترم پیش گرفته است.

3،5، 7  و تقریبا هیچ درسی را در آن ترم بالای 10 نگرفته بود.

آن دوست، با تعجب به چانگ نگاه می‌کند و می‌گوید با این نمرات، می‌گویی وضعیت خوب بوده است؟

و چانگ پاسخ می‌دهد: بله، چون ترم پیش از آن، برای آنکه زبان فارسی را خوب بلد نبودم، تقریبا همه درس‌ها را صفر و یا نمراتی نزدیک به صفر گرفته‌ام؛ و این ترم در مقایسه با ترم پیش‌، بسیار پیشرفت کرده‌ام و از این بابت می‌گویم که وضعیت خوب است.

با دیدن مصاحبه تلویزیونی اخیر رئیس جمهور و نشست دیشب او با خبرنگاران، به یاد مدل ارزیابی چانگ افتادم و پاسخ این پرسش که «چرا به نظر می‌رسد بین ارزیابی رئیس‌جمهور از وضعیت کشور در چنین نشست‌هایی، با آنچه که عموم مردم احساس می‌کنند فاصله است؟» برایم مشخص شد.

حسن روحانی وضعیت کنونی شاخص‌های کشور را که با تسامح می‌توانیم آن‌ها را نمرات دولت‌های یازدهم و دوازدهم در حوزه‌های گوناگون در نظر بگیریم با نمرات نزدیک به صفر و زیر صفر دولت‌ دهم مقایسه می‌کند و طبیعی است که ارزیابی او از وضعیت کنونی کشور و روند طی شده با این روش، ارزیابی‌ مثبتی است. اما مردمی که برخی اثرات آن نمرات صفر و زیر صفر، تازه به زندگی آنها رسیده است و هنوز طعم نمرات بین 5 تا 10 دولت روحانی را نچشیده‌اند و بواسطه رشد ابزارهای ارتباطی از نمرات 15 تا 20 برخی دولت‌ها در کشورهایی که تا چند دهه پیش وضعیتی برابر و حتی فروتر از ایران داشتند آگاه می‌شوند، طبیعی است که نتوانند با ارزیابی‌های روحانی از وضعیت کنونی کشور احساس همدلی کنند.

نکته دیگر آن است که گرچه ارزیابی کلی از اقدامات دولت، در مقایسه با نمرات دولت دهم که البته چندان رقیب قدرتمندی در این زمینه نیست مثبت است، اما این به آن معنا نیست که نتایج اقدامات دولت حسن روحانی برای بهبود وضعیت کلی کشور و شاخص‌های گوناگون آن به صورت عادلانه نیز در جامعه توزیع شده و همه، طعم این موفقیت‌ها را چشیده‌اند؛ چه بسا نتایج این موفقیت‌ها، تنها اقلیتی از دهک‌های بالای جامعه را به صورت ملموس تحت تاثیر قرار داده و در زندگی اکثریتی از جامعه ایرانی و دهک‌های میانه و پایین این جامعه تاثیر قابل توجهی نگذاشته و یا هنوز اثرات آن به زندگی این افراد نرسیده است.

نتایج راهبردی از مطالب بالا این است که

همانطور که مدل ارزیابی چانگ از نمراتش ممکن است برای ما غیر قابل فهم و حتی خنده‌دار باشد؛ مدل ارزیابی رئیس‌جمهور از وضعیت کنونی کشور و شاخص‌های گوناگون آن نیز نمی‌تواند همدلی چندانی را در بین اکثریتی از جامعه ایرانی برانگیزد و همین ممکن است روز به روز بر شکاف بین رئیس‌جمهور و بخش‌های قابل توجهی از مردم افزوده و پایگاه اجتماعی او را به شدت تضعیف کند؛ از این‌رو حسن روحانی باید به گونه‌ای همدلانه‌تر با مردم و رسانه‌ها سخن بگوید.

اگرچه دولت‌ حسن روحانی در مقایسه با دولت دهم  بی شک نمرات بهتری را کسب کرده، اما برای جبران برخی نمرات زیر صفر دولت نهم و دهم و حتی دولت‌های قبل از آن در برخی حوزه‌‌ها، که انباشت اثرات همه آنها در این زمان به دولت روحانی رسیده است، باید بر توانایی و کارآمدی خود بیافزاید. بخش قابل توجهی از کابینه کنونی و نمایندگان دولت در استان‌ها، که بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزرا و استان‌داران امکان حضور در دولت  دوازدهم را یافته‌اند (ن.ک به http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/438771) از توانایی لازم برای افزایش کارآمدی دولت برخوردار نیستند و این دولت با ظرفیت‌های کنونی، نمراتی بهتر از نمرات چانگ نخواهد گرفت؛ در حالی که این نمرات برای رهایی دادن به موقع کشور از بحران‌های پیش‌رو و افزایش امید مردم به آینده کافی نیست.

تحول‌خواهان ایران‌گرا، اصلاح‌طلبان و حامیان دولت، باید استراتژی نقد و یاری رسانی همزمان به حسن روحانی را در پیش بگیرند، چرا که او برای ایفای نقش مهم خود که روز به روز بر اهمیت آن نیز افزوده می شود، هم به نقد و هم به یاری نیاز دارد. سکوت کنونی اصلاح طلبان و حامیان دولت در برابر برخی نقاط ضعف دولت و حسن روحانی نه تنها منافع ملی را تامین نخواهد کرد بلکه به پایگاه اجتماعی آنان و  روحانی نیز آسیب خواهد رساند.

@governancesystems

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۳
سجاد فتاحی

)به بهانه جشن سده)

@governancesystems


برگزاری جشنهای ملی از آنرو که با خاطرات جمعی ساکنان یک سرزمین پیوند دارند و بنیان خود را بر وجوه مشترک آنان بنا مینهند؛ برای دقایقی، تفاوتها را تعلیق کرده و اشتراکات را برجسته میکند. از اینرو پاسداشت این جشنها و همت در برگزاری آنها، نقشی اساسی در تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی ساکنان یک سرزمین بازی میکند. علاوه بر کارکرد فوق، این جشنها در تزریق شادی و نشاط در رگهای جامعه، نقشی اساسی دارند.       
شاید همین دو کارکرد و بسیاری کارکردهای دیگری که میتوان به آنها افزود، برای درک ضرورت برگزاری و پاسداشت چنین جشنهایی، آن هم در زمانه کنونی، که ایران زمین، هم از بحران سرمایه اجتماعی و هم بواسطه مصائب گوناگون، از بحران شادی و نشاط در جامعه رنج میبرد کافی باشد.   
انبان تاریخ و فرهنگ ایران زمین پر است از چنین آیینها و جشنهایی که میتوانند در شرایط کنونی در تخفیف آلام مردم و تقویت سرمایه اجتماعی به کار گرفته شوند.       
دولت و نظام سیاسی در ایران میتوانند بنا به دلایل گوناگونی که هیچ یک توجیهپذیر نیست، چنین سرمایه عظیمی را نادیده بگیرند؛ اما این توجیهی برای بیتوجهی جامعه ایرانی به این جشنها، بویژه در شرایط کنونی نیست.
شامگاه امروز، 10 بهمن، زمان برگزاری جشن سده، یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است؛ عناصر اصلی این جشن را می‌توان گردهم‌آیی، برافروختن آتش، پایکوبی، سرودخوانی و نیایش دانست؛ عناصری که می‌توانند هم در تقویت سرمایه اجتماعی و هم در دمیدن شادی و نشاط در روح جامعه ایرانی موثر باشند.

در نوروزنامه منتسب به حکیم عمر خیام آمده‌است که: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت، جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می‌آورند.»

به امید روزی که ایرانیان، تمامی آیینهای پسندیده کهن خود را در ایران و دور آن به جای آورند؛ بیگمان، آنروز ضحاک غم، یکبار دیگر در بند فریدون گرفتار خواهد شد. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۱۵
سجاد فتاحی

(در جستجوی دال‌هایی برای آغاز گفتگو بین جریان‌های سیاسی-اجتماعی ایران)


@governancesystems

رهایی از شرایط مخاطره‌آمیز کنونی و حرکت به سوی آینده‌ای بهتر برای ایران و ایرانیان، جز در سایه گفتگو بین تمامی جریان‌های سیاسی و اجتماعی کشور امکان‌پذیر نیست؛ سخنم تنها منحصر به گفتگو بین دو جریان سیاسی اصلی فعال در داخل کشور یعنی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیست؛ این دو جریان اگر به راستی دل‌نگران منافع ملی این سرزمین‌اند، باید آمادگی نقد گذشته پر اشتباه خود و گفتگو با جریان‌های سیاسی و اجتماعی دیگری که نام «براندازان» را بر آنها نهاده و سال‌ها با پرخاشگری، بدبینی و اتهام‌زنی با آنها سخن گفته و آنها را رانده‌اند در خود ایجاد کنند.

از سوی دیگر گروه‌ها و جریان‌های سیاسی‌ای که با نظام جمهوری اسلامی سرسازگاری ندارند و دست‌یابی به اهداف خود را تنها در سایه فروپاشی این نظام جستجو می‌کنند، اما دغدغه آینده این کشور و مردمانش را دارند نیز بواسطه شرایط مخاطره آمیز منطقه و این واقعیت که فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی به احتمال فراوان، موجب به خطر افتادن تمامیت ارضی ایران خواهد شد، باید ضمن نقد کنش‌ها و واکنش‌های گذشته خود، آمادگی گفتگو با دو جریان سیاسی رسمی در این نظام (اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان) را که طبیعتا خاطرات خوشایندی از آنها ندارند در خود ایجاد کنند. 

بدیهی است گفتگو بین گروه‌‌ها و جریان‌هایی که سال‌ها و دهه‌هاست با بدبینی به یکدیگر نگریسته و جز با اتهام‌زنی با یکدیگر سخن نگفته‌اند و از این رهگذر، هزینه‌های سنگینی را به یکدیگر تحمیل کرده‌اند، بسیار دشوار اما شدنی است.

برای شروع گفتگو، باید وجوه مشترک را یافت و فکر می‌کنم دو مفهوم «ایران» و «منافع ملی» می‌توانند نقطه پیونددهنده تمامی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی‌ و اجتماعی‌ای باشند که دغدغه آینده ایران و مردمان این سرزمین را دارند.

تمامی این جریان‌ها باید این واقعیت را بپذیرند که بدون موجودیتی جغرافیایی سیاسی اجتماعی به نام ایران، که منافع برخی قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در نبود این موجودیت و یا تغییر مرزهای آن است (امری که سیاست‌های داخلی و خارجی کشور در چند دهه گذشته در شکل‌گیری این منافع تاثیر بسزایی داشته است) همه بازنده خواهیم بود.

آذر 1395 به دعوت انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران در برنامه‌ای با عنوان «ملی‌گرایی در ایران معاصر» شرکت کردم و درباره مفهوم ملی‌گرایی و بحران‌های پیش‌روی ایران سخن گفتم (1) در آن جلسه، دو دوست گرامی دیگرم، شروین وکیلی و حسام سلامت نیز حضور داشتند؛ در پایان برنامه حسام، در پاسخ به برخی انتقادهایی که بر سخنان او وارد کرده بودم گفت: «...شما آنچنان مفاهیم مورد نظر خود را گسترده تعریف کرده‌اید که همه در آن جای می‌شوند...»؛ آنروز تصور کردم که ممکن  است این انتقاد حسام وارد باشد اما هرچه پیشتر می‌رویم بیشتر بر این اعتقاد خود راسخ می‌شوم که آینده ایران و ایرانیان، تنها در گرو هژمون شدن گفتمانی است که خود را آنچنان گسترده تعریف کند که تمامی ایرانیانی که دغدغه آینده این سرزمین و مردمانش را دارند، انعکاس خود را در آن ببیند؛ این گفتمان، باید بتواند بین اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، سلطنت‌طلب، چپ، لیبرال، اهل سنت، اهل حق، شیعه، کرد، فارس، آذری و تمامی اجزای رنگین‌کمان ایران ارتباط برقرار کند و آنها ذیل این گفتمان بتوانند گفتگوهای انتقادی خود را بدون آنکه به وجوه مشترک آنها آسیبی وارد کند آغاز نموده و به گفته ماندلا، خطاهای گذشته رقبا و حتی دشمنان‌شان را ببخشند اما فراموش نکنند.

باور کنیم که بدون ایران در شکل کنونی آن، نه اصلاح‌طلب و اصول‌گرایی وجود خواهد داشت و نه برانداز و سلطنت‌‌طلبی؛ اما این حقیقت تلخ را نیز باید باور کنیم که نحوه بازیگری جریان‌های سیاسی واجتماعی کنونی ایران در مسیر فروپاشی این سرزمین است و حقیقت تلخ‌تر آنکه تغییر این مسیر با ساختار و مناسبات کنونی بسیار دشواتر از ادامه مسیر است؛ اما نکته امیدوار کننده آن است که اگر مکانیزم‌‌ها و واقعیت‌ها را بشناسیم تغییر مسیرهای دشوار نیز امکان‌پذیر خواهد بود. در این مسیر نقش مقام‌های عالی‌رتبه نظام سیاسی کنونی از نقش سایر کنشگران و بازیگران سیاسی با اهمیت‌تر و اثرگذارتر است.


_________________________________________

 (1) متن زیر تکمیل شده مطالبی است که در برنامه انجمن اسلامی دانشکده فنی ارائه دادم و بعدها در ماهنامه پیام هاجر منتشر شد، این مطلب تلاشی است برای تاملی دوباره درباره مفاهیم انسجام‌بخشی چون «ایران»، «ملی‌گرایی» و «منافع ملی» با تاکید بر بحران‌های پیچیده پیش‌روی ایران.

http://apathtoliberation.blog.ir/1396/06/23/post%2066    

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۰۷
سجاد فتاحی